هماوردگاه

The snow man

http://kishtech.irپردیس فناوری کیش ، طرح ملی مشاوره متخصصین صنعت  و مدیریت دپارتمان زبان انگلیسی برگزار میکند :

مترجم:مهسا زارعی

“The snow man “

It was nearly chrismas. Katie woke up and found that the world was white and magical . Snow !she shouted , snow for chirsmas! She ran out side and danced in the snow. Her brother eddie came out too. They made a big round snow and a small one. They put them together and made huge snow man . Hello ,he said. Its chirsmas. Would you like a present ? Yes please they said .the snow man waved his arms. Silver crystal snowflakes filled the sky. It was so beautiful. We must give you a present too said katie . They gave the snow man a carrot for a nose , a scarf for his neck , and a hat for his head. Happy chirismas they said. The snow stopped and a sun came out . The snow man started to melt. Good by he said build me again next year!
‘آدم برفی ‘

تقریبا کریسمس شده بود کتی از خواب بیدار شد و دید همه جا سفید و جادویی شده
!او داد زد برف اومده! برفِ کریسمس
.بیرون دوید و روی برف ها رقص و پای کوبی کرد
برادرش ادی هم اِدی هم بیرون آمد آنها یک گلوله برفی بزرگ و یک گلوله کوچکتر درست کردند انها را روی هم گذاشتند و یک آدم برفی بزرگ درست کردند
او (آدم برفی ) گفت :سلام کریسمس شده دوست دارید بهتون عیدی بدم؟
آنها گفتند :بله لطفا
آدم برفی بازوهایش را را تکان داد ، برف های کریستالی نقره ای آسمان را پر
کردند . خیلی قشنگ بود
کتی گفت : ما هم باید به تو عیدی بدهیم
آنها هویجی برای بینی اش گذاشتند ، شال گردنی به گردنش بستند و کلاهی بر سرش گذاشتند
آنها گفتند کریسمس مبارک
برف بند آمد و آفتاب درآمد آدم برفی شروع به آب شدن کرد
او گفت: خداخافظ سال دیگر دوباره من را درست کنید!

پاسخی بنویسید